عاشق زنی شدم که پیکان دولوکس داشت

عاشق زنی شدم که پیکان دولوکس داشت


سرش را انداخت پایین و با پوست اضافه کنار انگشتش ور رفت، درست مثل اوما تورمن شمشیر گرفته بود دستش و افتاده بود به جان خیابان جلفا


فهیم عطار


آقای دبیر تحریریه پیام داد که بیا و یک جایی از تهران را که برایت عزیزتر از باقی جاهاست، انتخاب کن. بعد احساساتت درباره آن‌ محل را توی هفتصد کلمه خلاصه کن و بنویس تا ما چاپش کنیم. اصرار کردم که موجزگویی بلد نیستم و من هفتصد کلمه فقط برای مطلع کلام می‌خواهم اما زیر بار نرفت. دبیرها زیر بار نمی‌روند. خلاصه ماجرا این است که اگر تهران یک کیک تولد بزرگ بود و من مسئول کارد‌به‌دستِ تقسیم کردن آن بین مهمان‌ها می‌شدم، حتما یک جوری تقلب می‌کردم تا خیابان جلفا بشود سهم بشقاب خودم. سر این موضوع هم با هیچ‌کس شوخی نداشتم. حتی اگر شده با همان کارد کیک‌بری مجبور می‌شدم شکم مهمان‌های دیگر را سفره کنم؛ همین‌قدر بی‌رحم و سازش‌ناپذیر. من عاشق خیابان جلفا هستم. همیشه دوست داشتم خانه‌ام خیابان جلفا می‌بود اما هیچ‌وقت پولم نرسید. کلا اگر تهران را مردی ایستاده از جنوب به شمال در نظر بگیریم، وسع و توان مالی من فوقش برسد به زانوی این مرد رشید، شاید هم یک وجب پایین‌تر. اما خب، جلفا ناف مرد را هم رد کرده بود و جز نگاه رو به بالا سهم دیگری از آن نداشتم.
زیر یکی از درخت‌های چنار خیابان جلفا عاشق شدم. عاشق زنی که پیکان دولوکس داشت و هر روز با آن می‌آمد دانشگاه. زیر همین چنار پارکش می‌کرد. یک روز عصر کنار پیکانش رازم را بهش گفتم. پاییز بود و برگ‌های زرد و نارنجی ریخته بود روی ماشین و زمین و نور اریب خورشید می‌تابید بهشان. خیلی سینمایی و رمانتیک بود و باب دلِ باز کردن سفره دلِ عاشق جلوی معشوق. همین زن بعدها به من می‌گفت که خیابان‌ها همین‌طوری فقط دو خط موازی‌اند که هیچ روح و حسی ندارند؛ درست مثل بوم سفید نقاشی که هنوز احساسات نقاش روی آن نقش نبسته‌ است. اما وقتی خاطرات آدم مثل لایه‌های رنگی روی این بوم سفید می‌نشیند، به آن روح می‌دهند. درست همان‌طور که لایه‌های رنگی خاطرات گلی ترقی، شمیرانات را قابل حس کردن می‌کند.
بهترین سوسیس‌بندری‌ زندگی‌ام را هم با همین زن در ساندویچی وسط خیابان جلفا خوردم؛ با نان اضافه و کوکا. یکی از همان شب‌هایی که تهران ویار برف کرده بود و آسمان برایش سنگ تمام…

 

 

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۱۱۸ همراه باشید.

بازدیدها: ۴۸

دیدگاهتان را بنویسید