هبوط کیومرث

هبوط کیومرث


هبوط کیومرث به اندازه هبوط آدم در سرنوشت بشریت نقش ایفا نمی‌کند اما خبر از شکست می‌دهد؛ شکست انسان از دیو و تاریک شدن دنیا


امیر خداوردی


تا اینجا به آسمان رفتن را در داستان‌های کهن رصد کردیم. دیدیم آسمان در قصه‌ها به معنای آگاهی یا قدرت یافتن بر تمام هستی است، اما یک معنای دیگر نیز می‌توان برای آن برشمرد؛ آسمان را بازگشتن به اصل و ریشه نیز می‌توان معنا کرد، چرا که حضور آدم و حوا در زمین ثمره هبوط است. هبوط یعنی فرود آمدن. جایگاه آدم و حوا بهشت بود و از آن فرود آمدند. بنابراین هوس بازگشتن به آن جایگاه پیشین همواره همراه قهرمانان داستان‌های کهن است.

داستان هبوط علت زندگی دنیوی را بیان می‌کند؛ خداوند انسان را می‌آفریند و هرچند قرار است او را در زمین جانشین کند اما زمین پر از عور است و عیب و سختی و رنج. چرا انسان باید در این همه بلا و مشقت زندگی کند؟ به کدامین گناه مستوجب این رنج کشیدن است؟

قصه هبوط آدم و حوا پاسخی برای این سوال است. آدم و حوا در بهشت ساکنند. در آنجا نه گرسنه‌‌ می‌شوند و نه برهنه، نه تشنه می‌شوند و نه بدن‌هایشان از آفتاب سوخته می‌شود. این یعنی هرچه نیاز دارند، در آنجا مهیاست یا اساسا نیازی به خوردن ندارند تا گرسنگی بکشند و نیازی به لباس ندارند تا برهنگی را دریابند.

بنابراین خداوند که آدم و حوا را آفرید، آن‌ها را در زمین و در معرض گرسنگی و تشنگی و جنگ و خونریزی و بلایای طبیعی قرار نداد، بلکه این آدم و حوا بودند که گولِ ابلیس را خوردند و از آن جایگاه فرود آمدند.

اما چرا آدم و حوا گولِ ابلیس را خوردند؟

برای پاسخ به این سوال، سراغ اولین داستان شاهنامه می‌رویم. شاهنامه با داستان کیومرث آغاز می‌شود. کیومرث در بسیاری از منابع معادل همین آدم است اما در شاهنامه او اولین انسان نیست، بلکه اولین پادشاه است. به این ترتیب، به نظر می‌رسد که داستان کیومرثِ شاهنامه نمی‌تواند پاسخ سوال اول را بدهد؛ یعنی در مقام پاسخ به این سوال نیست که چرا خدای مهربان ما را در این دنیای نامهربان قرار داده است.

اما سوال بعدی را می‌توان از کیومرثِ شاهنامه پرسید: چرا انسان از شیطان شکست خورد؟

کیومرث اولین شاهِ جهان بود و گمان می‌کرد هیچ دشمنی روی زمین ندارد تا آنکه اهریمن بر او حسادت کرد و فرزند خود، خرُوزان، را فرستاد تا کیومرث را از پای دربیاورد.

کیومرث نیز فرزندی داشت به نام سیامک. سیامک به جنگ خروزان رفت و…

 

 

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۱۱۵ همراه باشید

بازدیدها: ۳۲

دیدگاهتان را بنویسید