عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا


مهربانی و شیرین‌خویی یزدی‌ها شاید نتیجه خوش‌خوراکی آن‌ها هم باشد، در این شهر خوراک خوب نظیف و تمیز و شیرینی و قند و نبات فرد اعلاء فراوان به دست می‌آید


نیوشا طبیبی


کدام شهر ایران است که زیبا و خواستنی و دیدنی و البته چشیدنی نباشد؟ البته که یزد در این میان چیز دیگری است. زیبایی این شهر منحصر به معماری و ظاهر آن نیست، روح آن مهربان و لطیف و دوست‌داشتنی است. شهر بر گرد این هسته مهر و لطف و محبت شکل گرفته. بسیاری از تاسیسات و عمارت‌های این سامان، پایه در نیکوکاری و نوع‌پروری دارند.
جهانگردانی که به سرزمین ما آمده‌اند، قدیمی‌ها کتاب و سفرنامه نوشته و امروزی‌ها در وبلاگ‌ها و صفحه‌های مجازی، بیش از آن‌که معماری و هنر ایران را ستایش کنند، از مهربانی و گشاده‌دستی اهالی این ملک سخن‌ها گفته‌اند. نوشته‌اند که این مردم دست رد به سینه مهمان نمی‌زنند و درِ خانه‌هایشان به روی غریبه‌ها باز و سفره‌هایشان گسترده است. در راه مانده را دستگیری و پذیرایی می‌کنند و دست آخر توشه راه و سوغات هم پر کیفش می‌گذارند. این راه و رسم ما است. ایرانیان با آن‌که در اقلیمی خشک و گاه خشن و سخت می‌زیسته‌اند اما هیچ وقت طبعشان پستی نگرفته و بلند‌همت و بخشنده باقی مانده‌اند. شاید یکی از رازهای ماندگاری بنای این تمدن بلند و پایان نگرفتن منابع محدود و معدود آب و پُر‌برکت بودن زمین خشک و تنک همین سخاوتمندی بی‌حساب ایرانیان بوده و هست.
در شهر خشک و کویری یزد، از قدیم رسم بر این بوده که آب را به رایگان در سقاخانه‌ها و کوزه‌های بزرگ در دسترس همگان می‌گذاشتند تا هیچ کس در این شهر تشنه نماند. شاید این شهر هر جای دیگری بود، مردم آب را از یکدیگر پنهان می‌کردند و به زور هفت‌تیر از هم می‌ستاندند!
در یزد کوچه‌ها را مسقف کرده‌اند تا عابران از گزند آفتاب کویری در امان بمانند. این گذرها – ساباط‌ها – در تمامی بافت قدیمی یزد به‌وفور دیده می‌شوند. آن‌ها محصول مهربانی و نوع‌دوستی افرادی عادی هستند که دغدغه آرامش و آسایش دیگران را داشته‌اند. بادگیرها هم در خود یادگار مهر یزدیان را دارند. اگر از بالا به این بادگیرها نگاه کنید، بر بام بسیاری از آن‌ها کاسه‌هایی می‌بینید که سازندگان چند قرن پیش تعبیه کرده‌اند تا آب باران در این کاسه‌ها جمع شود و پرندگان را سیراب کند!
وقف‌نامه‌های متعدد عام‌المنفعه‌ای در این شهر وجود دارند که ظرافت طبع و نگاه مهرآمیز یزدی‌ها به دنیا را عیان می‌کنند. واقف عایدات یک ملک را برای سیر کردن شکم موجودات دیگر – سگ و گربه و پرندگان و چهارپایان بی‌صاحب – اختصاص داده. اگر جهان امروز به مرحله‌ای رسیده که به حیوانات به چشم همخانه و هم‌سیاره‌ای می‌نگرد و برای آن‌ها حقی قائل است، یزدی‌ها چند قرن پیش این همسایگان و …

 

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۱۱۳ همراه باشید.

بازدیدها: ۲۱

دیدگاهتان را بنویسید