سلبریتی و سیل

سلبریتی و سیل


طلیعه بازگشت سوژه انسانی به خویشتن را در سلف‌پرتره‌های متعدد نقاشان مدرن می‌توان دید؛ هنرمند آوانگارد اواخر قرن نوزدهم با اصرار بر موتیف تکرار، در پرداخت پرتره خویش، سوژگی فردی خود را فریاد می‌زد


سعید ملایی


هیچ اتفاقی نمیفته. هیچ کس نمیاد. هیچ کس نمیره. وحشتناکه!

در انتظار گودو، ساموئل بکت

سیل اخیر در قامت فاجعه‌ای دهشتناک، چنان ویرانه بر ویرانه تلنبار کرد که سیمای اندوهگین آبادی‌های مدفون در جریان خروشان آب و گل‌و‌لای بر جای مانده از آن، تنها و تنها سیمای شهری بی‌دفاع را در ذهن متبادر می‌ساخت. در فقدان هرگونه مرجعیت رسانه‌ای برای رسانه‌های رسمی اعم از صدا و سیما و حتی معدود خبرگزاری‌های فعال در این ایام، باز هم طبق قاعده نانوشته اما مرسوم این وقایع، پای خرده رسانه‌های جمعی، فضای مجازی و سلبریتی‌ها به ماجرا باز شد. در دهکده جهانی امروز، جایی که رسانه فراتر از حامل پیام یا خود پیام بودن است، اکنون به سازنده اصلی واقعیت بدل شده است؛ آن هم به نحوی که هر سه ضلع موضوع و محتوای خبر، مجرای انتقال خبر و نهایتا حتی دریافت‌کننده خبر در مقام سوژه اجتماعی، جملگی چیزی نیستند جز برساخته‌های این رسانه. این بمباران خبری و انبوه تصاویر نقش بسته بر صفحات چند اینچی موبایل‌ها توانسته‌اند نقش محوری تولید محتوا و انتقال آن در خبررسانی را به دست گیرند، حال آن‌که این رسانه‌ها در مجموع برسازنده هیچ چیزی مگر ذائقه‌ای بی‌حوصله نیستند. عکس سلفی سلبریتی با فاجعه سیل دقیقا به چه معناست؛ سلف‌پرتره ورزشکاران و هنرپیشه‌هایی که توانسته‌اند به مدد همین جریان بی‌محابا و پیوسته دیده شدن، آن هم به هر قیمت، ماتم و اندوه جانکاه فاجعه را به ژستی میان‌تهی بدل کنند. ژاک لاکان قائل بود ما موجوداتی هستیم که همواره از پیش در معرضِ دیده شدنیم؛ به این معنی که سوژه‌ها در جلوی آینه یا لنز دوربینشان، دقیقا در لحظه‌ای که با نگاه‌های خیره قصد دارند لحظه‌ای را ثبت کنند و ژست و ادایی را فی‌البداهه به خود بگیرند، تبدیل به ابژه‌ای برای نگاه دیگری می‌شوند. از همین زاویه است که می‌توان کارکرد ژست عکس سلفی سلبریتی با ماتم سیل را به روشنی دریافت. سوژه‌ای که قرار است کمک کردن و مرهم درد بودن را نمایندگی کند، خود در مقام ابژه‌ای برای دیده شدن در برابر چشمان خیره ما ظاهر می‌شود و ناگاه خودِ همین دیده شدن تبدیل به یگانه سوژه عکس سلفی می‌شود. همه چیز در سلفی این‌گونه خلاصه می‌شود که چطور رفتار کنیم و چه ژستی به بدن خود بگیریم که نگاه خیره از پیش موجود را تحت تاثیر قرار دهیم. چیزی که تعلیق شده است آگاهی سوژه‌های مسخ شده و خیره به دوربین است و دقیقا از همین بابت است که عکس سلفی وجه مبتذل سلف‌پرتره‌های مبتنی بر آگاهی خود‌آیینی سوژه است. این مسئله را می‌توان حتی به جز وجه نمادین، در وجه تاریخی همین سلف‌پرتره‌ها نیز دریافت. در انتهای قرن طولانی نوزدهم و در بحبوحه به فرجام رسیدن عصر امپراتوری‌ها، زمانی که سوژگی انسان برآمده از عصر نوزایی و انقلاب فرانسه، پیوسته و در کششی مقاومت‌ناپذیر در کنش جمعی حل می‌شد و رنگ می‌باخت و حتی این حل شدن کنش فرد در دل کنش جمعی را می‌شد در جنبش‌ها و شورش‌های توده‌ای آن زمان به‌وضوح دید، در واکنشی تمام‌قد در برابر آنچه جبر تاریخ خوانده می‌شد نیچه در مقام فیلسوف منتقد مدرنیته از بازگشت آدمی به سوژه خود‌آگاه گفت. ابرانسانش، زرتشت را در…

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۱۱۱ همراه باشید.

بازدیدها: ۹۳

دیدگاهتان را بنویسید