بزن ای ساعت شمس‌العماره

بزن ای ساعت شمس‌العماره


در مورد ساعت‌های بزرگ باورهای خاصی رواج دارد؛ مثلا پیشگوها در مورد برج ساعت لندن گفته‌اند هر وقت کلاغ‌های ساکن در این ساعت از برج بروند، بریتانیا نابود خواهد شد


احسان رضایی


بین همه اختراعات و اکتشافات بشر، ساعت یکی از جادویی‌ترین‌هاست؛ ساعت چیزی را می‌سنجد که ما آگاهی کمی از آن داریم. درباره ماهیت و چیستی زمان بحث‌های زیادی شده اما ته تهش دانشمندها و فلاسفه هنوز نتوانسته‌اند یک تعریف درست و درمانی از مفهوم زمان به دست بدهند. ولی حیرت‌انگیز است که ما چیزی را که نمی‌دانیم دقیقا چیست، اندازه می‌گیریم و دستگاه‌هایی برای سنجش آن ساخته‌ایم. آن لحظه‌ای که اولین بار به سر کسی زد که مثلا زمان پر شدن یک ظرف از آب یا شن را اندازه بگیرد، به گمانم اهمیتی به اندازه کشف آتش داشت. همان‌قدر که توان به خدمت گرفتن آتش مرموز و جادویی است و حق داریم فکر کنیم کسی آن را از خدایان دزدید و به بشر هدیه داد، فکر کردن به مفهوم سنجیدن زمان هم حیرت‌انگیز است. باز ساعت‌های آفتابی، آبی یا شنی با استفاده از همان عناصر موجود در طبیعت و نظم و نظام همان‌ها ساخته می‌شوند اما ساعت‌های مکانیکی و چرخش یک مشت چرخ‌دنده و پیچ و فنر چیز دیگری هستند. آن‌ها جادویی دارند که با آمدن ساعت‌های دیجیتال از یاد ما رفته‌اند. ساعت‌های دیجیتال با روشی مثل همان دانه‌های شن زمان را می‌سنجند. اما ماجرای ساعت مکانیکی از اساس چیز دیگری است. آن‌جا برعکس، باید به تعدادی فلز حالی کنی که در این واحد زمانی، این تعداد حرکت را به این شکل انجام بده. برای همین ساخت ساعت مکانیکی کار هر کسی نبوده. یک نمونه از این ماجراهای مربوط به ساعت را مهندسی به اسم حافظ اصفهانی، در قرن نهم و عهد تیموریان، در رساله‌ای به اسم «نتیجه الدوله» (چاپ بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۰) تعریف کرده و می‌گوید ایتالیایی‌ها ساعتی مکانیکی برای سلطان بایزید دوم فرستادند. سلطان عثمانی از روی چشم و هم‌چشمی از صنعتگران کشورش خواست مشابه آن را بسازند. چون نتوانستند حتی دستگاه را دوباره سر هم کنند، ساعت را به خراسان نزد نوادگان تیمور فرستادند. آن‌ها سراغ حافظ اصفهانی فرستادند و او ظرف بیست سال توانست این ساعت را بسازد. یعنی از بین همه مهندس‌های دو مملکت ایران و عثمانی فقط او می‌توانست چنین کند. قبل از آن هم ردِ نام خانوادگی «ساعاتی» را در خراسان برای یک خاندان سراغ داریم. همین حالا هم هر کسی نمی‌تواند ساعت‌های مکانیکی بزرگ را تعمیر یا نگهداری کند. چیزی خاص در این ساعت‌ها هست؛ نوعی از جادو. برای همین هم هست که در مورد ساعت‌های بزرگ باورهای خاصی رواج دارد. مثلا پیشگوها در مورد برج ساعت لندن گفته‌اند که هر وقت کلاغ‌های ساکن در این ساعت از برج بروند، بریتانیا نابود خواهد شد و برای همین هم هست که با این کلا‌غ‌ها مثل خانواده سلطنتی رفتار می‌شود. غذای مخصوص، محل خواب و آشیانه مخصوص دارند و محض احتیاط، شاهپرهای آن‌ها را هم بریده‌اند تا نتوانند به جای دوری پرواز کنند. در مورد ساعت شمس‌العماره خودمان هم همچین حال و حکایت‌هایی هست. در عمارت پنج طبقه شمس‌العماره که…

 

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۱۱۰ همراه باشید.

بازدیدها: ۲۴

 

دیدگاهتان را بنویسید