یک دست دادن ساده

یک دست‌دادن ساده


دوستی گفت: چیزی که من این‌جا دوست دارم اینه که سر دیگران همه‌ش تو زندگی آدم نیست؛ هر کی ماست خودشو می‌خوره و کاری به کار بغل‌دستیش نداره


کاوه فولادی‌نسب


بعضی‌ها می‌گویند ایرانی‌های خارج‌نشین کاری به مسائل داخل کشور ندارند و سرشان توی لاک خودشان است و بی‌رگند و از این حرف‌ها. تجربه‌ زیسته‌ من اما می‌گوید آش این‌قدرها هم شور نیست. من در برلین با گروه‌ها و جمع‌های ایرانی زیادی رابطه دارم و کمتر جماعتی را دیده‌ام که نسبت به مسائل ایران بی‌تفاوت باشند و وقتی دور هم می‌نشینند، حرف از سرزمین مادری نزنند. دست‌کمش این است که میان زندگی ایرانی و غیرایرانی‌شان قیاسی تطبیقی می‌کنند؛ قیاسی که طیف وسیعی از احساسات را دربرمی‌گیرد: از غم غربت و اندوه دوری از وطن و انزجار از جامعه‌ سلطه‌جو و بی‌عاطفه‌ غربی گرفته تا ضعف اعتمادبه‌نفس و حتی حقارت در برابر فرهنگ میزبان. ترکیب پیچیده و غریبی است، اما…

 

برای خواندن ادامه مطلب با  ما در کرگدن ۹۹ و ۱۰۰ همراه باشید.

 

بازدیدها: ۳۰

قمار جانور

قمار جانور


نگاهی به رمان «راسته کنسروسازی» اثر جان اشتاین‌بک/ وقایع رمان در بندر مونتری روی می‌دهد و کوچه‌ای پرجمعیت به نام ساردین که جایگاه مردمی طماع، فقیر و زرنگ است


منوچهر بدرقه


جهان آدم‌های جان اشتاین‌بک، جهان آدم‌های کوچک است و مجمل؛ آدم‌هایی بدون تفکر، معمولی با واکنش‌های غریزی در کوران بحران اقتصادی ‌امریکا. این تناقض خود حامی طنز تلخ و گزنده‌ای در آثارش است که در فرم و متن قصه آمده و عنصر طنز را در کلام، شوخی و لودگی اشخاص مشاهده نمی‌کنیم. خصلت طنز بر همین پایه است؛ یعنی رها کردن شخصیت خلق‌ شده در گزند بدترین اتفاقات ممکن و البته نکوهش سطح تفکر و رفتار اجتماعی او.

اشتاین‌بک نویسنده بحران است؛ آن هم بحران اقتصادی ‌امریکا! تئوری‌پرداز نیست و بیانیه صادر نمی‌کند بلکه ابزار او تنها یک امر است و آن چیزی نیست جز رمان و قصه. در «خوشه‌های خشم» به سراغ مزرعه‌داران خرده‌پا، خاک زراعتی، ماشینی شدن کشاورزی، ورشکستگی آن‌ها و تصاحب اموالشان به دست بانک‌ها رفت و…

 

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۹۹ و ۱۰۰ همراه باشید.

 

بازدیدها: ۳۱