تیام

تیام


چون من هم فرزند رود هستم مرا هم آب آورده است، سال‌های پیش؛ دیگر هیچ‌کس یادش نمی‌آید و

آن‌هایی که می‌دانستند همه مرده‌اند، همه فکر می‌کنند که من از اول همین‌جا بوده‌ام


غلامرضا شیری


می‌گویند مرا آب آورده است، می‌گویند در یک شب توفانی که کارون کف بر لب آورده بود، مرا میان ساحل تف کرده است. هیچ‌چیز یادم نمی‌آید، همه‌چیز را فراموش کرده‌ام، هیچ‌کس هم نمی‌داند که من کی هستم و چکاره‌ام. تنها همین را می‌دانند که یک شب، پس از توفانی طولانی، مرا خیس با تویی پیراهن کنار ساحل پیدا کرده‌اند، تنهای تنها.

پیرمرد می‌گوید: «همیشه همین‌طور است، بعد از هر توفان طولانی یک نفر را توی ساحل رود پیدا می‌کنند، انگار ناف این رود را این‌طوری بریده‌اند.»

می‌گویم: «پس آن‌هایی را که آب آورده است، کجا هستند؟»

پیرمرد می‌گوید: «آن‌هایی را که کنار رود پیدا می‌کنند، دو دسته‌اند؛ بعضی‌هایشان آن‌جایند.»

و با دستش مشتی سنگ به‌هم‌ریخته را نشانم می‌دهد، سنگ‌هایی به‌هم‌ریخته و نامرتب که میان حصاری کوتاه محصور شده‌اند.

پیرمرد دوباره می‌گوید: «آن‌هایی را که مرده پیدایشان کرده‌ایم، آن‌جا خاک شده‌اند، هیچ‌چیز ندارند، نه سنگ قبری، نه چیزی. حتی اسم هم ندارند، اما! همه آن‌ها یک چیز داشتند، همه آن‌ها می‌خواستند همه‌چیز را تمام کنند، همه‌چیز را، حتی خودشان را، آن‌جا قبرستان رود است، خیلی‌ها را آن‌جا خاک کرده‌ایم.»

می‌پرسم: «پس آن‌هایی که زنده می‌مانند، کجایند؟»

پیرمرد می‌گوید:

 

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۹۹ و ۱۰۰ همراه باشید.

 

بازدیدها: ۷۳

حکمت شادان

حکمت شادان


گفت‌و‌گو با شهرام زرگر، مترجم نمایشنامه‌های نیل سایمون/ او معتقد است ویژگی یکه این نمایشنامه‌نویس طنازی او در نگارش دیالوگ‌هاست


المیرا حسینی


 

یکی از مهم‌ترین – حتی برای عده‌ای مهم‌ترین – اتفاق امسال در جامعه هنری مرگ نیل سایمون بود؛ نمایشنامه‌نویسی که بسیاری با آثار او از ته دل خندیده‌اند و طنز و مطایبه آثارش را ستایش کرده‌اند. این شخصیت مهم هنرهای نمایشی از نظر جامعه هنری ما نیز دور نمانده است و طی این سال‌ها ترجمه‌های مختلفی از آثار او دیده‌ایم و نمایش‌های زیادی با تکیه بر نمایشنامه‌های او به روی صحنه رفته‌اند. در میان مترجمان این آثار، شهرام زرگر کسی است که تعداد بیشتری از آثار او را ترجمه کرده و تقریبا تمام نمایشنامه‌های او را خوانده و روی آن‌ها مطالعه داشته است. زرگر با وجود آن‌که سایمون را نمایشنامه‌نویسی خوب و موفق می‌داند، انتقادهایی را نیز متوجه او می‌داند. آنچه در پی می‌آید، گفت‌و‌گویی است درباره وجوه تکنیکی و محتوایی آثار سایمون.

معمولا روشنفکران طنزنویس‌ها را جدی نمی‌گیرند؛ به‌خصوص آن دسته از طنزنویسانی که اقبال عامه مردم را هم در زمان حیاتشان کسب می‌کنند. عده‌ای دیگر در مقابل دسته اول قرار می‌گیرند و معتقدند عامه‌پسند بودن اشکالی ندارد بلکه عوام‌پسند بودن ایراد دارد. نیل سایمون عامه‌پسند بود یا عوام‌پسند؟ و آیا او را جدی می‌گرفتند؟

به نکته خیلی خوبی اشاره کردید. این مقوله جدی گرفته نشدن کمدی مربوط به دوران مدرن یا کشور ما نیست. شاید قدمت ۲۵۰۰ ساله داشته باشد. از زمان شکل گرفتن تئاتر یونانی شاهد هستیم که تراژدی برای افرادی مثل ارسطو قابل‌تر بوده است که در فن شعر به آن بپردازد. البته گفته می‌شود که…

 

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۹۹ و ۱۰۰ همراه باشید.

 

بازدیدها: ۷۴

و جهان سبز و زرد و سرخ است

و جهان سبز و زرد و سرخ است


همه باید به خانه برگردند حوری جان؛ کاش اصلا کسی از خانه‌اش بیرون نمی‌آمد

 جهان ما آدمیزادها هر روز یک رنگ است، سرهای پرباد بادکنک‌های رنگی‌اند



یاسین حجازی


چیزی برایت بنویسم ـ حوری خانم ـ که تا به حال نشنیده باشی: تو می‌دانستی که سرِ ما آدمیزادها باد می‌شود؟ باد می‌شود و باد می‌شود امّا حجمش تغییری نمی‌کند. خانه‌ی پُرش راست‌تر می‌ایستد روی ساقه‌ی تن و زاویه‌ی چانه و گردن را قائمه می‌کند، ولی نه اینکه بالا نرود! سر آدمیزادی که پر باد شده می‌کَنَدش از اطراف و همه را ریز می‌بیند و می‌بردش توی جوّ. این خاصیت سر همه‌ی آدم‌هاست. یک فقره‌اش قائِد مُنجوق. “از خواجه بونَصر شنیدم که بوسَهل در سرِ سلطان نهاده بود که خوارزمشاه آلتونتاش راست نیست و او را به شَبورقان فرو می‌بایست گرفت. چون برفت، مُتَرَبِّد [= متغیّر] رفت. و گَردَنان چون «علیِ قَریب» و «اَریارُق» و «غازی» همه برافتادند؛ خوارزمشاه آلتونتاش مانده است که…

 

 

برای خواندن ادامه مطلب با ما در کرگدن ۱۰۰ همراه باشید.

 

بازدیدها: ۶۴