یک داستان، یک تحلیل

پروانه


با گوشه اسکناس توی دستم، آرام زدم به پاهای بی حرکتش که توی هوا بود؛ یک دفعه
پاهایش را تکان داد و انگار تلاش می کرد خودش را به این منجی متصل کند


نویسنده: سارا قرآنی/ تحلیلگر: شادمان شکروی


داستان
پروانه روی کفه ترازو بال بال زد و تقلا کرد اما فقط کمی سر جایش چرخید و دوباره از حرکت افتاد. پروانه قشنگی نبود؛ از همین‌هایی که دور لامپ می‌چرخند. الان هم احتمالا گول انعکاس نور لامپ روی سطح فلزی صیقلی را خورده بود. فروشنده پرسید: “گفتین ۱۵ تا؟” کمی فکر کردم: “یک کیلوش چند تا میشه؟”، “نمی‌دونم، باید وزن کنم.”، “همون ۱۵ تا رو بدین.” تخم مرغ‌ها را گذاشت توی پلاستیک. پروانه دوباره تلاش کرد پرواز کند. فروشنده آمد سمت دخل و پلاستیک تخم مرغ‌ها را آورد بالا. چشمم با حرکت پلاستیک پایین آمد؛ دقیقا گذاشتش روی پروانه. چندتا دکمه را زد و گفت: “ناقابل نُه تومن.” چشمم به کف پلاستیک بود. فروشنده مسیر نگاهم را گرفت و به پلاستیک نگاه کرد. ناگهان گفت: “آخ!” سرم را بلند کردم. در حالی که پلاستیک را برمی‌داشت، گفت: “این یکیش شکست، ببخشید. الان عوضش می‌کنم.” پروانه دوباره تقلا کرد و من نفسی را که خودم خبر نداشتم حبس کرده بودم، رها کردم. با گوشه اسکناس…

 

بازدیدها: ۱۰

دیوان شرقی-غربی

افسره دل افسرده کند انجمنی را


معمولا به هر کس زنگ می‌زنم، آه و ناله می‌شنوم؛ یکی از کهولتش می‌گوید و اینکه دیگر منتظر است زودتر بمیرد، دیگری از اوضاع نامساعد وزارت ارشاد و اداره کتاب می‌گوید


کاوه فولاد نسب


در زبان آلمانی مصدری وجود دارد که معنای ثبت‌نام کردن (و حضور خود را به کسی یا جایی اعلام کردن(  می‌دهد: (sich anmelden : زیش انملدن) ریشه این فعل  meldenاست؛ sich برای ساختن فعل انعکاسی است و an حرف اضافه‌ای است که معناسازی می‌کند اما معمولاً از ریشه اصلی فعل جدا می‌شود و می‌رود ته جمله. این مصدر در زبان فارسی زبان‌های آلمان‌نشین هم وارد شده و به شکل”مِلده کردن” کاربردی متداول و روزانه دارد: “حالا دیگه میای شهر ما، خودتو ملده نمی‌کنی؟” (یعنی می‌آیی شهر ما و خبری به ما نمی‌دهی؟) یا “لطفاً هرکی میاد کافه، خودشو زیر همین ایمیل ملده کنه” (یعنی هرکس تصمیم دارد بیاید کافه، اعلام حضور کند). این امر، فارغ از این که من چندان آن را نمی‌پسندم، در زندگی اقلیت‌های مهاجر تا حد زیادی گریزناپذیر است؛ آنها تمام روز به زبانی دیگر مکالمه و مراوده می‌کنند، بعضی واژه‌های زبان میزبان، خواهی نخواهی، خودشان را به زبان مادری مهاجران تحمیل می‌کنند. وقت‌هایی که بعد از چند ماه به ایران می‌آیم ….

برای خواندن مطلب در شماره ۹۷ و ۹۸ با ما همراه باشید.

 

بازدیدها: ۱۹

پراید

تقدیم به پراید با عشق و نکبت


اولین اتومبیلی که خرید پراید سفید رنگی بود که می گفت به احترام عالیجناب فورد

باید با او محترمانه رفتار کرد؛ همین کار را هم می کرد


حسن لطفی


نمی‌دانم آنها که عمرشان به دنیا نبوده و زیر خاکی شده‌اند مثل ما که حواسمان پی آنها است، چشم و دلشان با ما و این دنیا هست یا نه! البته دیر یا زود متوجه این موضوع می‌شویم و جواب این سوال را می‌گیریم اما در این لحظه فقط می‌شود حدس زد و خیال بافت. مثلا می‌شود یکی مثل محمد را که تکیه کلامش عالیجناب بود، تصور کرد و درباره‌اش حدس‌های زیادی زد. او این کلمه را فقط برای اتومبیل‌ها به کار نمی‌برد. محمد هر چیزی را که گران و نایاب بود عالیجناب خطاب می‌کرد. درست مثل ماشین‌های فورد و کادیلاک و شورولت و بنز که دوست داشت پشت رولشان بنشیند و فاصله قزوین تا یزد را یک نفس برود. امکانی که هیچ‌وقت برایش فراهم نشد. ناگفته نماند…

 

برای خواندن ادامه مطلب در شماره ۹۷ و ۹۸ با ما همراه باشید.

 

بازدیدها: ۱۱

چرا کلاسیک‌ها را باید دید

سیندرلای سیاه بخت


مرور خاطره با فیلم «ربه کا » ساخته آلفرد هیچکاک؛ این نخستین فیلمی
است که هیچکاک در امریکا کارگردانی کرده است


علی مسعودی نیا


در مرورهایی که تا امروز با هم بر فیلم‌های کلاسیک داشتیم، فرصت نشده بود سراغ آلفرد هیچکاک بزرگ برویم. دلیلش هم‌ این است که تعداد فیلم‌های خوبش خیلی زیادند. دست کم برای من دلیلش این است اما در میان آثارش یک کار خیلی کلاسیک هست که از روی یک رمان درجه یک کلاسیک اقتباس شده؛ یعنی «ربه‌کا »، بر اساس رمانی به همین نام از دافنه دوموریه. هم رمان و هم فیلم زمانی برای خودشان حیثیتی داشتند در ایران. الان را نمی‌دانم ولی در دهه شصت شمسی تقریبا هرکس که سرش به تنش می‌ارزید یا یا کتاب را خوانده بود یا فیلم را دیده بود یا هر دو. این بود که…

 

برای خواندن مطلب در شماره ۹۷ و ۹۸ با ما همراه باشید.

 

بازدیدها: ۱۴

 

گفت و گو

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت


گفت وگو با حسین ترکمن نژاد، مترجم کتاب نظریه عمومی جادو نوشته مارسل موس
موس جادو را پدیده ای اجتماعی و عملی شدیدا سنت محور و عرفی می دانست


المیرا حسینی


مارسل موس در «نظریه عمومی جادو » بحث مهمی را مطرح می‌کند؛ این‌که یک سر جادو به علم وصل است و سر دیگر به دین، اما از حیث فنونی که به کار می‌برد، استفاده از تجربه و… بیش از آنکه به سمت دین سوق پیدا کند، شبیه علم است. گویا از همین جهت است که در عنوان، برای جادو پیشوند نظریه را انتخاب کرده. با توجه به اینکه این کتاب بیش از صد سال پیش نوشته شده، تا چه حد نظریاتی که در مورد جادو و جادوگران مطرح می‌شود، همچنان اعتبار دارد؟ برای درک اهمیت و جایگاه نظریه موس درباره جادو …

برای خواندن مطلب در شماره ۹۷ و ۹۸ با ما همراه باشید.

 

بازدیدها: ۷

مائده‌های زمینی

اسطوره پلو قیمه


در تهران از دوره ناصرالدین شاه نشانه هایی از پختن قیمه برای نذری می بینیم؛ پختن آش و آبگوشت نیز مرسوم بوده است


نیوشا طبیبی

محرم که می‌آید سراسر ایران چهره عوض می‌کند و رنگی دگر می‌گیرد. محرم و سنت بزرگداشت واقعه عاشورا، سنتی ایرانی‌اسلامی است. نقشی که برپایی هر ساله این سنت در حفظ تمامیت ارضی کشور و اتحاد و همدلی مردم ایران دارد بسیار پراهمیت و پررنگ است. هر قوم ایرانی به شیوه و روش خود یاد و خاطره سیدالشهدا علیه‌السلام را بزرگ می‌دارد و آن حماسه را هر سال بازخوانی می‌کند. هر کس به زبانی، قصه فداکاری یاران حسین بن علی علیه السلام را حکایت می‌کند و از شکوه و بزرگی‌اش سخن می‌گوید. در جنگ بزرگ میهنی، قصه عاشورا، سرمشق دفاع از کشور می‌شود و …

 

برای خواندن ادامه مطلب در شماره ۹۷ و ۹۸  با ما همراه باشید.

بازدیدها: ۶

 

فرعون و فرعونیت

آنچه در فرعون بود اندر تو هست


ما در کار خدا چون و چرا نمی کنیم؛ پادشاهان هم به این دلیل ادعای الوهیت می کنند که کسی بازخواستشان نکند؛ تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی


سید علی میرفتاح

 

زمان انقلاب، انقلابی ها به شاه می گفتند طاغوت. آن را از قرآن گرفته بودند. این تعبیر که جزو واژه های دخیل است، حدود هشت بار در قرآن آمده، از جمله در دنباله آیت الکرسی: «لااکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی لانفصام لها و الله سمیع علیم ». در این آیه یکی از نشانه های رشد و اتصال به عروهالوثقی، تکفر طاغوت است. معنی کفر پوشاندن است و اصطلاحا کافر به کسی گفته می شود که روی حقیقت سرپوش می گذارد. نکته قابل تامل در این آیه این است که برای دوری از طاغوت نیز عبارت کفر به کار رفته. گویی طاغوت بدیل خداست و هر که آن را کافر شود، خدا را مومن شده است. می شود استنباط کرد که حق و طاغوت متناظر معکوس همند و نسبت آدمیان با هر دو نسبت کفر با ایمان است. در آیه دیگری …

 

برای خواندن مطلب در شماره ۹۷ و ۹۸ با ما همراه باشید.

 

بازدیدها: ۱۱