چوب تر!
سید علی میرفتاح
من در خانواده شلوغی به دنیا آمدهآم. آن موقع رسم بود که مردم به صورت کلنی زندگی میکردند. البته نه همه، بلکه بیشتر کسانی که از روستاها و دهات مهاجرت کرده بودند، مصرانه سعی میکردند که عادتهای قبیلهای و قومی خود را کنار نگذارند. بیشتر فکر میکردند که با پشتیبانی هم و در با هم زندگی کردن میتوانند بر مشکلات و سختیهای شهرنشینی فائق شوند. معمولا هم از روی دست حکومتهای قاجاری و خاندانهای بزرگ نسخهبرداری ناقصی میکردند و مدل ضعیفی از همان مناسبات و سلسله مراتب را در خانه و خانواده خود به اجرا میگذاشتند...
مطلب کامل
|